الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

425

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

الهى برخورد كند و از خداوند عزوجل بترسد و تركش كند . « 1 » عوامل تذكر : دقت در حوادث سخت روزگار و مصائب روزمره افراد و مشاهده آثار گذشتگان و سرزمينهاى بلا ديده و ويرانه‌هاى آنها و اشياء باقيمانده در موزه‌ها موجب ازدياد ذكر و رفع غفلت است ، تأمل در كلام مولى كه فرمودند : « ما رَأَيْتُ شَيئاً الّا وَ رأيتُ اللّه قَبْلَه وَ بَعْدَه وَ مَعَه ؛ « چيزى را نديدم مگر اينكه خدا را قبل و بعد و با او ديدم » به انسان درس تذكر مىدهد ، ببينيم هر چيزى خالقى و حافظى و نگه دارنده‌اى دارد كه پس از نابودى آن باقى است . چرا اين همه به مسئله ذكر اهميت داده شده است ، فلسفه آن چيست ؟ دو نكته را اجمالا در جواب اين سؤال مىتوان گفت : 1 - عالم دنيا طبيعتش غفلت‌زا است ، لذا از پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) نقل شده ، كه روزى هفتاد مرتبه استغفار مىفرمود ، زيرا طبيعت پرداختن به اين عالم مادى موجب گرايش و توجه به ماده است موجب وابستگى و دلبستگى به عالم فانى است و موجب روى گرداندن از عالم باقى است ، دست به هر كارى بزنيم ما را به خود مشغول مىكند ، خانه ساختن ، كسب و كار ، نوشتن ، بذر افشاندن ، مطالعه كردن ، با ديگرى سخن گفتن همه و همه عاملى براى توجه به امرى دنيوى است ، كه بايد در هر كارى متوجه خدا بود ، در محضر بزرگ خطا كردن موجب شرمسارى است ، بايد به ياد دادگاه او و محاسبه مثقال ذره باشيم ، اين توجه در اين عالم آثار بسيارى ، چون آثارى تربيتى ، اخلاقى ، اجتماعى و سازندگى دارد . 2 - ذكر و ياد محبوب ، محبت آفرين است ، هر چه بيشتر دوستم را ياد كنم ، محبت او در اعماق دل من عميق‌تر مىشود ، هر چه از خدا بيشتر ياد كنم ، حبّ او در قلبم ريشه دارتر مىشود تا جائى كه وابستگى به او پيراستگى از همه چيز است و مسلماً دوستى و عشق به محبوب مانع از خطائى است كه موجب ناراحتى او مىگردد چه رسد به خطا در حضور و محضر او .

--> ( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، ماده ذكر ، صفحه 484 . .